لطفا صبر کنید ...

شما تنها یک قدم تا پیوند قلب ها فاصله دارید. برای شروع اینجا کلیک کنید
تمامی خدمات انجمن حمایت از حیوانات و طبیعت «مای ملو» کاملا رایگان بوده و هیچ هزینه ای در هیچ قسمتی از کاربران دریافت نمی شود.

(داستان برای کودکان) داستان فیل و قورباغه
دسته بندی: داستان های کودکان ، تاریخ انتشار: 1400/06/14 ، آخرین بروزرسانی: 1400/06/31
بازگشت به صفحه قبل پرینت این صفحه به اشتراک گذاری این صفحه در فیسبوک به اشتراک گذاری این صفحه در تلگرام به اشتراک گذاری این صفحه در واتس اپ به اشتراک گذاری این صفحه در توییتر بزرگ کردن اندازه قلم کوچک کردن اندازه قلم   


یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کسی نبود ...

49045_evernote_elephant_animal_icon.png

روزی روزگاری یک جنگل بود که خیلی زیبا بود پر از درختان قشنگ و گل های رنگارنگ.

در این جنگل حیوانات زیادی زندگی می کردند که برای خودشان قصه هایی داشتند.
 همین حالا به جامعه حامیان حیوانات و طبیعت «مای ملو» بپیوندید و ما را در این مسیر زیبا همراهی کنید. برای شروع اینجا کلیک کنید.

قصه ی ما در مورد یک بچه فیل است. فیل کوچولو تشنه بود به رودخانه رفت تا آب بخورد.

نگاهش به آب که افتاد دید سه تا حیوان کوچولو عجیب در آب شنا می کنند.

فیل خرطومش را بالا گرفت و شالاپی به آب زد پرسید: شما کی هستید؟

یکی از آن ها گفت: من آقا قورباغه هستم. اسمم قور قورک است. این ها همه دوستانم هستند. تو کی هستی؟

فیل پاسخ داد: من فیل کوچولو ام. بچه ی آقا فیلو.

قورقورک خندید و گفت: تو با این هیکلت واقعا بچه ای. پس مامان و بابات چه قدر گنده اند؟ ها ها ها

فیل کوچولو گفت: تو با این ریزی بابا هستی؟ آن قدر ریزی که باید عینک بزنم تا ببینمت. بچه هایتان را پس باید با ذره بین ببینم. ها ها ها

قورباغه ی سومی گفت: ما می توانیم زیاد تو آب بمونیم اما تو اصلا نمی توانی.

فیل گفت: در عوض با خرطومم می توانم همه ی آب ها را بخورم. حتی شما را قورت بدهم.

قورباغه ها ناراحت شدند . قورباغه ی دومی گفت: برو بچه فیل. ما کوچکیم. اما صدایمان بلند تر از بقیه حیوانات است گوش کن. قور…قور…

یک دفعه فیل با خرطوم بلندش صدای وحشتناکی در آورد. قورباغه ها ترسیدند. و داد زدند: زلزله… زلزله… زلزله…

با این حرف ها دعوایشان شد. یکی این می گفت و یکی آن می گفت.

یک دفعه خرگوش که اسمش هوشی بود از راه رسید پرسید: وای وای وای

جنگل و حرف و دعوا. آقا قورباغه شما چرا؟ آقا فیل شما چرا؟

قورقورک گفت: این بچه فیل خیلی مغرور است.

فیل کوچولو گفت: این قورباغه ها خیلی پر رو هستند.

هوشی گفت: این طوری نمی شود. ماجرا را تعریف کنید ببینم چی شده؟

فیل و قورباغه ماجرا را تعریف کردند هوشی با شنیدن ماجرا به آن ها گفت: شما هر کدام چیزهایی که دارید دیگران ندارند. نباید به خاطر این چیزها مغرور شد.

مهم این است که با هم دوست باشیم بعد کمی دور خودش چرخید و گفت: حالا بیایم قایم موشک بازی کنیم. همه گفتند: باشه بازی بازی.


منبع این داستان: پرتال می نویسم [لینک]




در «مای ملو» تبلیغات رایگان است. برای ارسال آگهی خود «اینجا» کلیک کنید.

نظرسنجی: روز جهانی گربه چه روزی است؟
70.6% 17 مرداد (8 آگوست)
23.5% 4 شهریور (26 آگوست)
5.9% 26 بهمن ماه (14 فوریه)
سوال نیم روز

  • گاو از کدام قسمت از بدن خود عرق می کند؟
    برای دیدن پاسخ 2 ثانیه موس خود را بر روی این متن قرار دهید یا این متن را یک مرتبه لمس کنید و 2 ثانیه منتظر بمانید.

    پاسخ

    بینی



    متاسفانه ثابت شده است که حیوانات نیز میتوانند به ویروس کرونا آلوده شده و یا بصورت ناقل عمل کنند. ما از همه صاحبان حیوانات تقاضا داریم که تا حد امکان ا ...