لطفا صبر کنید ...

شما تنها یک قدم تا پیوند قلب ها فاصله دارید. برای شروع اینجا کلیک کنید
تمامی خدمات انجمن حمایت از حیوانات و طبیعت «مای ملو» کاملا رایگان بوده و هیچ هزینه ای در هیچ قسمتی از کاربران دریافت نمی شود.

(مقاله) داستان امیدبخش ژیلاپورایرانی، حامی حیوانات در تبریز
دسته بندی: مقالات ، تاریخ انتشار: 1400/07/20 ، آخرین بروزرسانی: 1400/07/26
بازگشت به صفحه قبل پرینت این صفحه به اشتراک گذاری این صفحه در فیسبوک به اشتراک گذاری این صفحه در تلگرام به اشتراک گذاری این صفحه در واتس اپ به اشتراک گذاری این صفحه در توییتر بزرگ کردن اندازه قلم کوچک کردن اندازه قلم   


خواندن و نوشتن از داستان های حامیان حیوانات برای همه ما امیدبخش و نشانه افزایش آگاهی عمومی و انزجار جامعه از رفتار غیرانسانی با حیواناتی است که به جرم بی پناهی مجازات می شوند. در زیر داستان زندگی ژیلا پورایرانی را در نجات سگ های تبریز از خبرگزاری ایران وایر نقل می کنیم.

ژیلا پور ایرانی

هنوز هم وقتی آن روز «وحشتناک» را به خاطر می آورد، بغض می کند و کلماتش بریده بریده می شوند. حالا سه سال از آن روز گذشته، همان روزی که سگ های بی پناه شهر تبریز را در معدوم گاه ملاقات کرد؛ سگ های گرسنه، رنجور و عاصی که در انتظار مرگ بودند.

می گوید: «آن ها را از سراسر شهر جمع کرده بودند. حدود 200 یا 300 سگ بودند. خبری از بی هوشی و مرگ بدون درد نبود، با گلوله کار را تمام می کردند. بعضی از سگ ها را زنده زنده در آهک دفن می کردند.»
 همین حالا به جامعه حامیان حیوانات و طبیعت «مای ملو» بپیوندید و ما را در این مسیر زیبا همراهی کنید. برای شروع اینجا کلیک کنید.

به این جا که می رسد، نفس نفس می زند و می گوید: «دوست ندارم تصاویر آن روز را به خاطر بیاورم. مدت ها درگیر آن صحنه های وحشتناک بودم. چشم های معصوم حیوانات را به یاد می آوردم و دچار پریشانی می شدم.»

«ژیلا پورایرانی» و دوستانش از همان روزی که پا در معدوم گاه می گذارند، عهد می بندند که هر کاری از دست شان برمی آید برای سگ های شهرشان انجام دهند؛ سگ هایی که به جرم بی پناهی، به ضرب گلوله کشته می شدند. حالا تلاش ها به ثمر نشسته و آن ها مسوولان استان آذربایجان شرقی را راضی کرده اند که سگ کشی را متوقف کنند.

در نهایت مدیر کل امور شهری استان به خبرگزاری مهر از توقف سگ کشی خبر داد و گفت: «از این به بعد سگ های ولگرد با سلاح بی هوش و به مراکز نگه داری مردم نهاد سپرده می شوند.»

این خبر، حکایت سه سال تلاش و پی گیری بی وقفه ژیلا پورایرانی و همکارانش است:« شهرداری پروژه سگ کشی را به پیمان کاران سپرده بود. برای پیمان کاران صرف نمی کرد که داروی "کتامین" تهیه کنند و بعد از بی هوشی، حیوان را از بین ببرند. این بود که سراغ هر روشی می رفتند که حیوان را بکشند.»

آن ها پس از دیدن معدوم گاه، کفش آهنی به پا می کنند و راه می افتند؛ رییس سازمان محیط زیست و شهردار تبریز را می بینند و ماجرا را شرح می دهند. همان وقت پیشنهاد ایجاد یک مرکز برای نگه داری و عقیم سازی سگ ها و گربه ها را مطرح می کنند اما هیچ نهادی حرف آن ها را جدی نمی گیرد. خودشان دست به کار می شوند: «از قبل هم سگ ها و گربه های زخمی و در سرما مانده را که پیدا می کردم با خود به خانه می بردم و بعد از درمان و رسیدگی، واگذارشان می کردم. اما بعد از این ماجرا، تصمیم گرفتیم خودمان مرکزی را ه اندازی کنیم.» 

اول از همه طلاها فروخته می شوند، سپس سراغ وام می روند و بعد هم با چند خیر صحبت می کنند؛ خیرهایی که تا به حال مخارج پناه گاه را تامین کرده اند: «یکی از خیرها زمین بزرگی در اختیارمان گذاشت که خودمان با کف سازی و دیوارکشی، آن را برای پناه گاه آماده کردیم و "پناه گاه حیوانات پردیس" راه اندازی شد.»

وقتی پناه گاه آماده می شود، ژیلا برای اطلاع رسانی به سراغ فیس بوک می رود و صفحه ای به نام "پناه گاه حیوانات پردیس» افتتاح می کند. شماره تلفن خودش را روی صفحه می گذارد و از مردم تبریز می خواهد در صورت مشاهده حیوانات بی پناه، با او تماس بگیرند: «گاهی که دنبال حیوانات می رفتیم، آن ها را نوازش می کردیم و برای انتقال به پناه گاه، سوار ماشین می کردیم، بسیاری از مردم ما را مسخره می کردند. با گوش های خودم می شنیدم که می گفتند این ها عقل شان را از دست داده اند، بی کارند و افتاده اند دنبال جمع کردن حیوانات. یک بار شیشه ماشینم را شکستند چون دوست نداشتند من به سگ ها و گربه ها غذا بدهم.»

با این حال، او و دوستانش دست از تلاش برنداشتند: «باید ثابت می کردیم که به شکل عملی، پروسه نگه داری و عقیم سازی می تواند جایگزین کشتن حیوانات شود. بنابراین، از انجام هیچ کاری دریغ نکردیم.»

ژیلا به طور مرتب عکس حیواناتی را که  به پناه گاه منتقل می شوند را در صفحه فیس بوک قرار می دهد و شرح کوچکی برای عکس ها می نویسد. بیش تر حیوانات در روز اول انتقال، ضعیف و بیمار به نظر می رسند و چند روز بعد که عکس تازه ای از آن ها منتشر می شود، سرحال نشان می‎دهند و مشغول شیطنت.

می پرسم عکس هایی که از آن ها منتشر می کنید، مثل عکس های قبل و بعد از عمل تبلیغات جراحی زیبایی می ماند! می خندد و می گوید: « همه حیوانات به محض ورود به پناه گاه، حمام داده می شوند. انگل زدایی می شوند و واکسن هاشان را دریافت می کنند. اگر هم دچار بیماری باشند، درمان آن ها آغاز می شود.»

ژیلا فوق لیسانس پرستاری دارد و بعد از چند سال کار در بیمارستان ها، حالا تمام وقت خود را در پناه گاه می گذراند. کارهای ساده مثل سرم درمانی و یا پانسمان های کوچک را خودش انجام می دهد اما درمان بیماری ها به عهده دام پزشکانی است که حیوانات پناه گاه را بدون دریافت دستمزد، معاینه می کنند.

پناه گاه پردیس شامل بخش های قرنطینه، مادران و توله ها، درمانگاه، شست وشو و چند آسایشگاه برای نگه داری حیوانات است که حالا تعدادشان به حدود 400 قلاده رسیده است.

روزها برای آن ها در دو دیگ بزرگ غذا پخته می شود: «از کشتارگاه، پای مرغ، گردن و اسکلت می گیریم همراه برنج و ماکارونی برایشان پخته می شود.»

با ذوق می گوید: «عاشق ماکارونی هستند.»

روزهای جمعه، وقت ملاقات است و ورود برای حیوان دوستان به پناه گاه آزاد. بعضی برای سگ ها نان می آورند، برخی وسایل درمانی می گیرند و عده ای با توپ های کوچک بازی وارد می شوند: «دیدن سگ ها و گربه  ها برای مردم تاثیر مثبت روانی دارد و یک نوع فرهنگ سازی است. مردم مدام می ترسند توسط حیوانات بیمار شوند اما  خیلی ها وقتی من را می بینند که دایم با حیوانات هستم و مشکلی ندارم، نظرشان تغییر می کند.»

پناه گاه برای سپردن سرپرستی سگ ها و گربه ها به علاقه مندان، شرایط خاصی دارد: «اول علاقه مندان فرم پر می کنند. بعد ما  باید شرایط آن ها را بسنجیم، محل نگه داری را ببینیم و مطمین شویم که حیوان دوست هستند. بعد از پذیرش هم حق واگذاری به شخص دیگر را ندارند و در صورتی که شرایط نگه داری حیوان را نداشته باشند، می توانند آن را دوباره به پناه گاه برگردانند.»

در روزهای اخیر که مسوولان استان همکاری با آن ها را پذیرفته اند، سرشان شلوغ تر شده است : « الان وقتی کسی با سامانه 137 شهرداری تماس می گیرد و  خبر از سگ ها و گربه های بی صاحب می دهد، تلفن به پناه گاه وصل می شود و ما دنبال آن ها می رویم.» 
این ها را با ذوق و شوق تعریف می کند و می افزاید: «واقعا به آرزویم رسیدم اما آرزوهای دیگری هم دارم، کاش دیگر هیچ وقت دُم هیچ گربه ای را نسوزانند، روی هیچ سگی آب جوش نریزند و هیچ حیوانی را با گلوله سوراخ سوراخ نکنند.»

ژیلا نمی خواهد هرگز چنین روزهایی را ببینید، نمی خواهد به آن روز ها برگردد. 



لطفا نظر خود را در مورد این مطلب بیان کنید
برای ارسال نظر به حساب کاربری خود وارد شوید و یا در سایت ثبت نام کنید.

در «مای ملو» تبلیغات رایگان است. برای ارسال آگهی خود «اینجا» کلیک کنید.

نظرسنجی: حیوان خانگی مورد علاقه شما چیست؟
50% گربه
50% طوطی
0% سگ
0% خرگوش
0% مرغ عشق
0% هیچکدام از موارد بالا
سوال نیم روز

  • هشت پا چند قلب دارد؟
    برای دیدن پاسخ 2 ثانیه موس خود را بر روی این متن قرار دهید یا این متن را یک مرتبه لمس کنید و 2 ثانیه منتظر بمانید.

    پاسخ

    3



    متاسفانه ثابت شده است که حیوانات نیز میتوانند به ویروس کرونا آلوده شده و یا بصورت ناقل عمل کنند. ما از همه صاحبان حیوانات تقاضا داریم که تا حد امکان ا ...